تبلیغات
جایی برای بودن
جایی برای بودن | شخصی ,

سلام

خیلی وقته دیگه کسی اینجا ننوشته. راستش یه وبلاگ دیگه داشتم اسمش چراغ دستی بود ولی با مشکلی که واسه میهن بلاگ پیش اومده غیر قابل استفاده شده. منم دیدم چه کاریه یه وبلاگ دیگه بزنم؟ خوب همین جا بنویسم.....

راستش روزی که این وبلاگ رو با فرزانه ساختیم اسمشو گذاشتیم جایی برای بودن٬ حالا هم می

بینم کجا بهتر از اینجا؟

راستی داشت یادم میرفت. عید همتون مبارک

تا بعد


نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 25 تیر 1386 و ساعت 08:07 ق.ظ
دوست دارم | عمومی ,
میمیرم برات رضا جان
نوشته شده توسط فرزانه در یکشنبه 12 شهریور 1385 و ساعت 08:09 ق.ظ
یه بزرگی می گه | عمومی ,

یه بزرگی می گه:

«کعبه» قلب من است

و من روزی هفتاد بار به گرد خویش طواف می کنم

صدای قلبم را دوست دارم :

« عبدی ، عبدی ...»

در جواب این نداست که لب باز می کنم :

« لبیک اللهم لبیک ... »

«زمزم» چشم های من است

«صفا» و «مروه» ، عقل و عشق منند

در میان این دو « محشری » بر پاست

و من دارم «سعی» میکنم

با سنگ های استعاذه

با بازوی توکل

شیطان هوس را « رمی » کنم.


« صید زمینی » بر « محرم » حرام است

دلم را به دریای عشق تو میزنم

تا هم صید باشم هم صیاد ...

مقصد من « عرفات » است

«قربانی » هم آورده ام

قربانی من « نشانه دار » است

داغ تو را بر پیشانی دارد

قربانی تو منم

قربانی ام کن


نوشته شده توسط رضا در جمعه 10 شهریور 1385 و ساعت 05:09 ق.ظ
| عمومی ,

                       دادگاه عشق

جلسه محاكمه عشق بود و قاضی عقل،و عشق محكوم بود به تبعید به دورتریندنقطه مغز یعنی فراموشی،قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداری از عشق ،آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدنش را داشتی،ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها كه همیشه رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند،تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:دیدی قلب همه از عشق بی زارند،ولی متحیرم با وجودی كه عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میكنی!؟قلب نالید و گفت:من با وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانیه كار ثانیه قبل را تكرار میكند و فقط با عشق میتوانم یك قلبی واقعی باشم


نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه 8 شهریور 1385 و ساعت 08:08 ق.ظ
| عمومی ,
عزیزم دوست دارم
نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه 8 شهریور 1385 و ساعت 08:08 ق.ظ
| عمومی ,

 هیچ وقت دل به کسی نبند… چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...ولی اگه دل بستی…… هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمیکنی……!!

 ...تنها میشی...



نوشته شده توسط فرزانه در سه شنبه 7 شهریور 1385 و ساعت 08:08 ق.ظ
عشق | عمومی ,

از دریا پرسیدن عشق چیست، گفت:خشكیدن........از گل پرسیدن عشق چیست، گفت:پرپر شدن........ از زمین پرسیدن عشق چیست، گفت: لرزیدن............. از آسمون پرسدین عشق چیست، گفت: باریدن..........از انسان پرسیدن عشق چیست،ناگهان ندایی از درونش گفت:جدایی


اگر آدمی زندگی را دوست داشت در اغاز تولد نمی گریست Smiley

نوشته شده توسط فرزانه در سه شنبه 7 شهریور 1385 و ساعت 08:08 ق.ظ
| عمومی ,

سلام

از امروز دوباره این وبلاگ فعال می شه

تازه قراره فرزانه جان هم مطلب بنویسه Smiley


نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 5 شهریور 1385 و ساعت 09:08 ق.ظ
عشق های کشکی | شخصی ,
روزگاریست همه عرض بدن میخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند
خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 5 شهریور 1385 و ساعت 05:08 ق.ظ
آخرین پست | شخصی ,

سلام

این اخرین مطلبی که تو این وبلاگ می نویسم

از این به بعد تو وبلاگ چراغ دستی فعالیتم رو ادامه می دم

www.cheraghdasti.mihanblog.com


نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 20 تیر 1385 و ساعت 12:07 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ جایی برای بودن+ دوست دارم+ یه بزرگی می گه+ + + + عشق+ + عشق های کشکی+ آخرین پست+ + امروز+ نمی دونم+ آرزومه که نمیدونستی میمیرم برات+ چه میدونم

صفحات: 1 2 3 4 5